خرید بک لینک

Post by : 나스 린 Date : دوشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۹ Time : 22:6

1 1 1 با مامانم و داداشم رفتیم بیرون که دنبال عطاری بگردیم یا یه مطب گیاهی

این وسطا چون ناهار کوکو سیب زمینی بود رفتیم نون فانتزی بگیریم که خریدامون به پیراشکی و نون شیرمال هم ختم شد

و جالب تر از همه ی اینا وقتی رفتم دستمو دراز کنم یه جعبه ی پیراشکی بردارم

پسره سریع بسته رو کشید میگفت این نه

منم مقاومت میکردم جعبه رو نمیدادم آخرش گفت اینا واسه دیروزه بذار تازه هاشو بدم بهت

برچسب: نویسنده: حمید اسدی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 19:11

صفحه بندی